خرید بک لینک
یه صحنه هایی رو هزار بار ممکنه ببینی و رد بشی ازش بی مکث و فکر ، همون صحنه تکراری میتونه بار هزار و یکم کاری کنه با دلت که....ایستاده دم در اتاق و پشت به من با یه شلوار مشکی راه راه ریز و پیراهن سفید

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 4:41

ای درد دهنده ام شفا ده

تاریک مکن جهان، ضیا ده

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 4:41

ده روزی که پر از خشم بودم...

و دیشب که زهرا گفت باید ببخشمت تا خودم آروم شم ..

بخشیدمت.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 4:41

اما من داشتم جدی میگفتم آبجی ، اینجوری خیالم راحت میشه .کاش کاری از دستم برمیومد برات ، برای دل غمگین و اعصاب نداشته این روزهات.

اینجا رو اینقد درهم برهم نوشته ام که فقط خودم می دونم موقع نوشتنش چه مرگم بوده از این بابت راضی ام.

برچسب: نویسنده: نیما صادقی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 4:41

صفحه بندی